تبليغاتX
همان همیشگی
دل نوشت های یک روزنامه نگار ، بیرون از تحریریه

 

سلام.
این اولین مطلب وبلاگ "همان همیشگی" است،در بهار  ۸۶

از انتخاب شما متشکرم!

چه غمگنانه سرد می شود نگاه ها...

      نه!!! واقعیت این است که خوشحال نیستم واگردنبال ربط می گردید، ربطی به ماجرای   بازداشت های روز۸ مارس ندارد. ربطی به برخورد با معلم ها درمقابل پارلمان هم ندارد.
باورکنید ناراحتی ام مربوط به بن بست دیپلماتیک مسائل هسته ای و کنفرانس بغداد هم نیست.من حتی به خاطرنتیجه نشست شورای امنیت + آلمان هم ناراحت نیستم.
من به خاطر" موآمی " ناراحتم. موآمی را یادتان هست دوستان عزیزروزنامه نگار!
 موآمی همان دخترکوچولوی چهارساله ای است که نیمه سپتامبرگذشته به همراه پدرروزنامه نگارش (نوربرت زونگو ) - که مقاله ای درخصوص اوضاع داخلی کشورنوشته بود - دزدیده شد.ربایندگان پس ازشکنجه و قتل پدردرمقابل چشمان دخترش، به او تجاوزکرده ودرجنگل های غرب آفریقا رهایش کردند و یک راهنمای بومی بعد ازچند روزاورا پیدا کرد!
امروزشنیدم که معالجات بالینی و روحی وی جواب نداده واورا به بیمارستانی درپاریس انتقال داده اند.
من ناراحتم .من به خاطرموآمی ،به خاطر تمام بچه های روزنامه نگاران وخبرنگاران،به خاطر هزاروصد و یک خبرنگاری که از۱۹۹۶ تا به حال درجهان قربانی حملات تروریستی شده اند ناراحتم .جامعه خبری به امنیت نیاز دارد واگرشما فکرمی کنید سال بعد سال بهتری خواهد بود، کاملا دراشتباه هستید. به شما اطمینان می دهم تا زمانی که دیکتاتورهای اطراف ما زنده اند رسانه ها آسایش نخواهند داشت.حالا چشمان خود را ببندید و فکر کنید دقیقه ای بعد فرزند کدام یک ازما قربانی سیاست های مستبدانه خواهد بود؟!
جهان معاصر به جز نان به امنیت هم نیاز دارد!

رسم است روزنامه نگاران درآغازسال " بهاریه" می نویسند ،مطلب من تلخ شد . ببخشید!

نوشته شده توسط فرنوش  در ساعت 3:15 PM | لینک  |