دوستان عزیزم یک خبر بد !
کورت وونه گات جونیور صبح امروز از دنیا رفت!
سلام آقای رییس جمهور
وقت حضرتعالی به خیر . ازحسن نظر شما به خاطر آزادی پانزده نظامی انگلیسی بسیار سپاسگزاریم.
امیدواریم روزی رافت اسلامی شما شامل حال ایرانیان هم بشود .ازاین که به ملت نجیب ایران مدام خبرخوش می دهید بسیار متشکریم .زیاده عرضی نیست .تنها می ماند یادآوری این قضیه که عید تت ویتنامی ها هم نزدیک است(اگر خواستید می توانید از رافت اسلامی استفاده کرده و تعدادی دیگر از خارجیان را به کانون خانواده شان که غرب بسیار از نبود این کانون ها رنج می برد،باز گردانید)
با سپاس فراوان
جمعی از عناصر فریب خورده عرصه روزنامه نگاری که متاسفانه با وجود تلاش های صورت گرفته،قضیه قطعنامه شورای امنیت را فراموش نکرده اند
از این به بعد هر وقت فرصت شد تعدادی از آن ها را برایتان به صورت روز شمار می آورم. اگر شما هم موردی پیدا کردید ،خوشحال می شوم برایم بفرستید .فعلا این ها را داشته باشید تا بعد !
دوم فروردین : بان کی مون ،دبیر کل سازمان ملل در حال سخنرانی بسیار شیکی در عراق بود که ناگهان خمپاره ای به دیوار سالن محل برگزاری سخنرانی اصابت کرد. حتما تصویر بان کی مون بیچاره را در رسانه ها دیدید که از ترس چطور به زیر تریبون خم شد!حالا حدس می زنید موضوع سخنرانی دبیرکل چه بود ؟
بررسی راهکار های برقراری امنیت در عراق!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سوم فروردین: درگیر یک وضعیت فوق العاده خبری در خصوص تعیین زمان دقیق سفر رییس جمهور به نیویورک و جریانات مربوط به عدم صدور ویزا برای او و هیات همراه بودیم.رییس ژاپنی من از من خواست که آژانس های خبری ایرانی را چک کنم.من هم از بخت بد اول از همه خبرگزاری فارس را بازکردم و TOP NEWS آن را که مربوط به حضور محمد جواد ظریف ،سفیر ایران در شورای امنیت سازمان ملل در یک ویدئو کنفرانس در واشینگتون بود را مخابره کردم. ده دقیقه نگذشته بود که از توکیو خبر رسید جواد ظریف کماکان در نیویورک است!داشتیم از تعجب شاخ در می آوردیم که مگر می شود یک نفر هم زمان در دو جا با شد؟!(رییس من نمی داند از ایرانی ها همه چیز برمی آید . دو جا که چه عرض کنم می توانند هم زمان در ده جا باشند. منظورم اصلا قضیه سفیر سابق ایران در آرژانتین نیست ها !! ) بگذریم .تماس ها شروع شد و در نهایت کاشف به عمل آمد که خبرگزاری فارس خبر دو روز پیش را خبر اول گذاشته است!!!!!!!!!!
پنجم فروردین: من کشف کردم سردبیر بخش خبری ساعت ۱۳ شبکه خبر یا یک نابغه ناشناخته عالم ژورنالیسم است و یا اصلا در باغ نیست! او در این بخش خبری پنجم فروردین ابتدا گزارشی مشروح در خصوص وحدت کامل بین مسلمانان در سراسر جهان و این که اگر اتفاقی در عالم اسلام رخ می دهد تنها دلیل رویداد آن وجود آمریکا و اسراییل جنایتکار است و مسلمانان خودشان هیچ مشکلی با هم ندارند را پخش کرد و بلا فاصله بعد از آن این خبر را رفت:(با صدای خشن و عصا قورت داده مجریان رسانه ملی بخوانید)
جان بولتون ،سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل امروز فاش ساخت،بسیاری از مقامات اتحادیه عرب از طرح حمله رژیم صهیونیستی به لبنان در سال گذشته با خبر بوده اند!!!!!!!!!!!!
امروز روز تولد من است.بیست و پنج سال.خوشحالم؟ نمی دانم !
احتمالا تلفن هایی خواهم داشت و sms هایی و چند تایی هم هدیه. "خود " کودکی ام حسابی بزرگ شده است ،تنهایی هایم بزرگ تر.روز های متوالی می گذرد بدون آنکه به خودم فکر کنم.یک سال دیگر هم گذشت. گاهی دلم برای خودم تنگ می شود!
نگاهی به سال پیش که می اندازم،می بینم خوشبختانه خودم را از قید خیلی چیز ها رها کردم (مزخرفاتی که از کودکی در زهن ما می کنند)،کار خوبی پیدا کرده ام و دوستان خوب تری.امسال نزدیکانم سالم بودند،دیگر کسی تصادف نکرده است.دیگر بین بیابان ها تنها نمانده ام با یک ماشین مچاله شده پر از خون. دیگر راحتم .به کابوس هایم عادت کرده ام.به راننده های مستی که جنایت می کنند،سند ماشین وثیقه می گذارند و در خیابان ها ول می گردند،به رد خون کشیده شده به لباسم،به آمبولانس،فیزیوتراپ،اتاق عمل و به تصویر ده دقیقه آخر با پدر !دیگر دردهایم را قورت داده ام و به هیچکس نمی گویم.از درد دل کردن متنفر شده ام،بوی مردگی می دهد.یک دوست فرانسوی- انگلیسی پیدا کرده ام که مرا با خود به دنیایی فرای روابط چندش آور فعلی برده است.انگلیسی صحبت کردن موهبتی بود که مرا از دنیای ایرانی با تمدن ۳۰۰۰ ساله !!! دور کرد.دیگر داستان هایم بوی سانتی مانتالیسم نمی دهد. درد دارد.
نمی دانم به درد هایم عادت کرده ام یا مازوخیست شده ام !هرچه هست خوب است .دوستانم می گویند عجیب شده ای.نمی دانم.اگر شده ام نا خواسته بوده ولی راحتم.نگران نباشید.به قول سید علی صالحی:هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است .تنها شبی هفت ساله خوابیدم و بامدادان هزار ساله برخاستم.
می خواهم از چند نفر تشکر کنم که در یک سال گذشته با محبت هایشان همراهی ام کردند:
از مادرم فرخنده حکمت که به تنهایی سال بسیار سختی را تحمل کرد
از خواهرم پرنیان ابراهیم زاده که تا پایان عمر شرمنده محبت های او هستم
از خاله عزیزم فرشته حکمت و همسر گرامی ایشان صفر ابراهیم زاده که توان جبران الطافشان را نخواهم داشت
از پژمان ابراهیم زاده نازنین که وجودش صداقت محض است
از دکتر سید وحید عقیلی و سرکار خانم مریم فراهانی که انگیزه بسیاری از فعالیت های علمی را در من ایجاد کردند
از مهسا امر آبادی و خاطره نسایی که دوستان همیشگی من هستند
از سینا معینی که لطفش فراتر از روابط استاد و شاگردی بود
و
از بهنام مهرابلی که پشت ظاهر بی تفاوتش قلبی از طلا دارد
تمام سال گذشته با تلخی ها و شیرینی هایش به پیدا کردن یک دوست می ارزید،مهربانی که بسیاری از دانسته هایش را بی دریغ در اختیار من قرار داد،ژورنالیست قابل اسوشیتد پرس، ناصر کریمی.
یک سال بزرگتر شدم و یک سال از دنیای کودکانه فاصله گرفتم پس تمام شادی های احتمالی سال آتی را آرزو می کنم برای:
موآمی دختر نوربرت زونگو
جاستین پسر فرانسوا هیگینز
روژیا دختر مانلی کاتوزیان
سمر دختر لیلا فخار
پانته آ و پارمیس دختران فریبا آباقری
مهدی پسر مهری مهرمنش
ستایش دختر مریم حسینی
و
رها دختر رویاهای آزاده کاظمی
تا دو روز دیگه هم باید شیفت خبری باشم.این ژاپنی ها خسته نمیشوند!
شیفت من هم مصادف شده با این نشست لعنتی شورای امنیت.خدا به دادمون برسه!
خبرا رو از خودم بگیرید.خبرگزاری های داخلی مثل اینکه خوابند! خبرگزاری فارس خبر یک روز پیش رو الان زده.( ویدئو کنفرانس سفیر ایران در سازمان ملل!!!!!!!!!!!!!!! )
