شاید به نظر برسد مطلبی که قصد نوشتن در مورد آن را دارم تنها برای علاقمندان حوزه ادبیات معاصر جالب است اما با یک نگاه دقیق تر می توان از آن پی به عمقی اسف انگیز برد که هر خواننده مطلعی را در هر حوزه و زمینه به فکر فرو می برد.
آخرین کتاب گابریل گارسیا مارکز در ایران به چاپ رسید .این در نوع خود نوعی افتخار ادبی را به همراه دارد اما بعد اسف انگیز این قضیه از آنجا است که این کتاب که خاطره فاحشه های غمگین من نام دارد ، با اسم خاطره دلبرکان غمگین من چاپ و روانه بازار شده است!
قضیه از اینجا شروع می شود که وزارت کبیره فرهنگ و ارشاد(!) که خود را متولی کلیه امور فرهنگی این مرز پر گهر می داند این بار و در طی حرکت عجیب مقابله با جریان های مدرن ادبی که از سال گذشته رو به شدت گذاشته است این بار به خود جرات داده و به حدی از درجه ادبی والا برخوردار شده است که می تواند راسا دست به عنوان کتاب نابغه ادبی قرن مارکز ببرد و عنوان اثر او را تغییر دهد انگار جناب مارکز خود شعور انتخاب عنوان کتابش را نداشته و حضرت صفار هرندی بر این کار شایسته ترند!
تغییر نام فاحشه به دلبرکان احتمالا سبب شده است که نسل جوان ایرانی از فرهنگ منحطه غرب دور بماند و آسیبی نبیند چه جالب است بدانید ناشر اجازه به کار بردن واژه فاحشه را در متن کتاب دارد ولی بر روی جلد کتاب نه!
اگر این واژه مصداق اروتیک است که آقایان با آن مخالفند پس چرا در متن قابل کاربرد است و اگر مصداق نیست پس چرا بر روی جلد حذف می شود؟! چطور کسی می تواند به خودش جرات بدهد با اثر نویسنده ای چون مارکز که امسال از سوی سازمان ملل به عنوان عضو برتر یونسکو انتخاب شد و افتخار ادبی نوبل را در کارنامه دارد، بازی کند ؟!
جریان پیش روی وزارت ارشاد در حوزه کتاب و نشر تنها مخالفت با متفکرین بنام جهانی نیست که آنها را مدام عناصر نامطلوب غربی معرفی می کند، بلکه ضدیت با شعور علاقمندان حوزه فکر و اندیشه ایران است، متاسفانه!
بعد التحریر:دوستم وحید غفاری، اطلاع داد که کتاب فوق توقیف شد! دیگر فرهنگ غربی تهدیدمان نمی کند، راحت باشیم!
در مورد مراسم یادبود مرحوم تیرداد نصری در کانون م.آذرفر به وبلاگ آقای علی محمد مسیحا مراجعه کنید:
www.kashkarat.blogfa.com
درگیری های اخیر در شمال عراق که این روزها به خبر یک رسانه های جهان تبدیل شده است، حکایت از آن دارد که برخلاف تصور بسیاری از کارشناسان سیاسی بعد از قضیه اوجالان در یک دهه قبل هنوز حس ریشه دار استقلال طلبی در مردم کرد منطقه به شدت قوی است .اگر به این قضیه صرفا به عنوان یک پدیده سیاسی نگاه کنیم و فرمی ارزشی،چه مثبت و چه منفی ، به آن نبخشیم ، به هر حال نمی توان منکر این مطلب شد که جمعیت کرد های ساکن ایران، عراق و ترکیه جمعیت زیادی است که علی القاعده نمی توان در قبال سرنوشت آن ها بی تفاوت بود.
دولت ترکیه که خاطره خوشی از جنبش عبدا...اوجالان در گذشته ندارد و شدیدا در تلاش است تا خود را به اتحادیه اروپا نزدیک کند، این بار از ابتدا موضع کاملا شفاف و جدی در این خصوص اتخاذ کرد و بلافاصله نیروهای نظامی و امنیتی خود را به سمت مرز با عراق حرکت داد .دیروز نیز عبدا... گل رییس جمهور ترکیه در کنفرانس امنیتی مبارزه با تروریسم در آنکارا صریحا اعلام کرد که دولت متبوعش تحمل بی نظمی های مرزی را ندارد.
از سوی دیگر در عراق دولت نوری المالکی در دیدار های جداگانه خود با رهبران کرد همواره اعلام کرده است که به مذاکرات برای حل بحران ادامه خواهد داد. البته نمی توان این مسئله را نادیده گرفت که در حال حاضر بسیاری از اعضای کابینه عراق را کردها تشکیل می دهند و این جای مانور اعراب در عراق را تا حدی محدود کرده است .
اما آنچه در سطح بین الملل به موضوعی جذاب تبدیل شده ، واکنش ایران به فعالیت P.K.K و موضع گیری در قبال آن است .ایران از یک سو توجه خود را به غرب کشور معطوف کرده و در نواحی مرز نشین و کرد نشین وضعیت امنیتی خاصی را حاکم نموده است تا همواره سوپاپ اطمینانی را داشته باشد اما از سوی دیگر در سطح بین المللی واکنش های عجیبی را از خود بروز می دهد.به عنوان مثال منوچهر متکی دیروز در دیدار همتای ترک خود در آنکارا عنوان کرد باید به تحرکات غیر قانونی پایان داد .
شبکه خبر تلویزیون دولتی ایران در زیرنویس انگلیسی خود مدام از استقلال طلبان کرد تحت عنوان SEPARATES نام می برد که به معنی جدایی طلبان است و از سوی دیگر در بخش های خبری خود مدام ارتباط مستقیم با مراکز خبری مهاباد و سنندج برقرار می نماید و استراتژی انگار نه انگار را اتخاذ می کند.
به هر حال کردها چه در ایران و چه در سایر کشور های منطقه همیشه نوعی محرومیت را تجربه کرده اند که شاید روحیه جسور آنها ناشی از همین محرومیت تاریخی است اما مسلم آن است که آنان خواهی نخواهی ایرانی اند و دولت ایران باید متوجه باشد که تصمیم عاقلانه ای در خصوص آنان بگیرد .ایران نه عراق است با منافع عربی خاص خود و نه ترکیه است که همواره اروپایی بودن را به خواهر خواندگی با ایران ترجیح می دهد .
یادمان نرود تاریخ سیاسی تمام کشورهای جهان در بلند مدت نشان داده است که مذاکره همیشه بهتر از حرکات ضربتی است.
این روزها شاید خسته شده باشیم از اسم های معمول. از لاریجانی ،احمدی نژاد ، استعفا ، پوتین ،اتحادیه اروپا ، گروه۱+۵ و هزار بحران سیاسی و غیر سیاسی (می بینید ! روزنامه نگارها هم گاهی کم می آورند).
تا برگردم می توانید اینجا چند دقیقه ای نفس تازه کنید با شعر زیبایی از مهری مهرمنش .
ممنونم مهری عزیز که دو روز فوق العاده را برایم آفریدی. ممنونم که صبورانه و مادرانه بذل محبت می کنی، بی هیچ انتظار جبرانی به تلافی زحمت هایم...شعر زیبای خودت را به خودت تقدیم می کنم:
حوا منم زنی که از آغازتان نبود
بازی که در اسارت پروازتان نبود
آدم شدید و وسوسه در جانتان نشست
قابیل شرط اول اعجازتان نبود ؟!
پر شد تمام گوش زمین از صدای وحش
چون آسمان عاشق آوازتان نبود
با درد زاده شد شب یلدای عشق من
این گورزاد خسته پرینازتان نبود
بغضم شکست یک شب برفی میان باد
بغضی که در شکسته ترین سازتان نبود
پنهان شدید و سایه به سایه من آمدم
پیدا شد آن زنی که از آغازتان نبود!
