تبليغاتX
همان همیشگی
دل نوشت های یک روزنامه نگار ، بیرون از تحریریه


به نقل از : گزارش سالیانه سازمان گزارشگران بدون مرز
 
 

 سازمان گزارشگران بدون مرز گزارش سالیانه خود از وضعیت آزادی مطبوعات در ۹٦ کشور جهان را منتشر کرد. این گزارش اصلی ترین موارد نقض حقوق روزنامه نگاران و چشم‌انداز و منظره ای موضوعی از مناطق مختلف جهان ارائه می کند.این گزارش که آماری‌ست از نقض آزادی مطبوعات در جهان، در بر گيرنده‌ي سرکوبگرترین دولت‌ها، از کره شمالی و اریتره گرفته تا کوبا و ترکمنستان است، اما به دموکراسی های موجود نیز نگاهي انتقادی دارد که درآنجا نیز بسياری از دستاوردها مورد تهدید قرار گرفته‌اند و نیازمند برداشتن گام‌هایی به جلو هستند.

برای مشاهده نزديک ترين آمار و سالی اينگونه مرگبار برای روزنامه‌نگاران، باید به ١۹۹٤ بازگشت. در اين سال ١٠٣ روزنامه نگار در نسل کشي روآندا، جنگ داخلي در الجزاير و يوگسلاوی کشته شدند. در سال ٢٠٠٦ اما ١١٠ روزنامه نگار و همکار مطبوعات (مترجم، تکنسين و....) کشته شده اند.ورای آمار روزنامه نگاران کشته شده و زندانی، گزارشگران بدون مرز می خواهد زنگ خطر را برای سال جدید، به صدا درآورد. سالی بی شوروشعف، که گاه همراه بود با پس‌رفت در کشورهای دمکراتیک که مدعی دفاع از ارزش‌هایی هستند که خود را مظهر آن می دانند.سالی که گذشت، سالي بود پر از ضعف و تسلیم برای دولت هايي، که از آنها انتظار می رفت به جد از آزادی بیان و حاصل اش آزادی مطبوعات دفاع کنند. اگر همه و یا تقریبا همه کشورهای جهان مدعی رعایت حقوق بشر هستند، حق داریم که با مشاهده ی اعمال و سکوت این و آن بپرسیم، امروز چه کسانی قدرت اخلاقی دفاع از مظهر این ارزش ها بودن و دفاع بدون تزلزل از آزادی ها را دارند. آیا اتحادیه اروپا در این باره تلاشی می کند؟ آیا مدافع پرقدرت و رسای ارزش هایی که فرض گردهم آمدن بیست و هفت عضو آن است، بوده است؟ وقتی که قرار دادهای امضا شده منوط به رعایت آزادی هاست و در برابر نقض فاحش آزادی اندیشه، بیان و نوشتن در کشورهایی که از گسترش اتحادیه سود می‌برند، سکوت می کند. نباید شک کرد. نمونه تونس که رژیم آن تحمل هیچ گونه آزادی انتقاد را ندارد از این نظر گویاست.
ماجرای انتشار کاریکاتورهای حضرت محمد در دانمارک تبلور توجه همه جهان به مسئله آزادی بیان و احترام به عقاید مذهبی بود. در این مورد هم رفتار کشورهای دمکراتیک متضمن حداقل همبستگی با دانمارک که دفاتر نمایندگی دیپلماتیک اش مورد تعرض و روزنامه نگاران اش مورد تهدید و بازداشت قرار گرفتند؛ نبود. گویی که از خدشه دار شدن روابط با کشورهای عربی و اسلامی وحشت می‌کنند، واقعیت این است که اروپا تلاش برای به‌حساب آوردن صدایش نکرد.

در حوادث اخیر نیز در برابر رئیس جمهور روسیه، شاهد رشادتی نیستیم. به هنگام قتل آناپوليتوکفسکاپا -بیست و يکمین روزنامه نگار به قتل رسیده از تاريخ به قدرت رسيدن ولادیمير پوتين در مارس ٢٠٠٠- هر کدام از اعضای اتحادیه اروپا جداگانه موضع گیری کردند، اما بهتر بود که پارلمان اروپا همانگونه که بسیاری از سازمانهای غیر دولتی پیشنهاد کرده بودند، به تشکیل کمیسیونی بین‌المللی برای تحقیق رای می‌داد. اما ترجیح داده می شود با کرملین یکی از بزرگترین صادر کنندگان انرژی به اروپا کنار بیایند.

در مناسبات میان کشورهای اتحادیه اروپا باید اشاره کرد که کشورهای بزرگ اتحادیه در برابر بروکسل نقشی دوگانه بازی می کنند، و وقتی از سوی افکار عمومی کشورهایشان مورد سوال قرار می گیرند، نهادهای اروپایی را مقصر قلمداد می کنند. برای نمونه : پاریس را مثال بزنيم، هنوز ما تصویر رئیس جمهور شیراک را در ذهن داریم که عالیترین نشان فرانسه را بر سینه‌ی همتای روسی اش می آویخت. یا سکوت مطلق دیپلمات های فرانسوی در برابر اریتره که برای منازعه با اتیوپی متحد آمریکا مورد توجه خاص وزارت خارجه فرانسه است. و یا در خود فرانسه می‌توان اولین واکنش خالی از امید و همبستگی، مقامات رسمی درماجرای روبرت ردکر دبیر فلسفه ای که برای نوشتن مقاله ای در نقد اسلام و احکام تاریخی آن تهدید به مرگ شده بود، را مثال زد.

ایالات متحد آمریکا کاملا بی اعتبارشده است

درباره آمریکا مثال کم نیست : در بازداشت نگاه داشتن غیر قانونی روزنامه نگار شبکه الجزایره در اردوگاه گوانتانمو، زندانی کردن مکرر روزنامه نگاران امریکایی که از معرفی منابع خبری خود سرباز می زنند، عدم تحقیق جدی در باره ی وضعیت روزنامه نگاران عراقی که با گلوله سربازان امریکایی به خاک می‌افتند، حمایت از رژیم هایی ناقض فاحش آزادی مطبوعات، و.... همه و همه عواملی برای عدم اعتماد به واشینگتُن هستند، که برای سخن گفتن از آزادی بیان بی اعتبارش کرده است. در باره ی شورای حقوق بشر که جانشین کمیسیون بی اعتبار حقوق بشر شده است، هنوز نمی توان گفت که سربلند به در آمده است یا نه، اما ما ناظر همان مضحکه‌ي ‌پیشین هستیم : دولت های در معرض اتهام، مدافعان خود را در شورا پیدا می‌کنند تا نوبت مورد اتهام قرار گرفتن خودشان فرا رسد و مورد حمایت قرار گیرند، در اصل معضلات بحث برانگیز کنار نهاده می شوند. مثلا معضل دارفور کنار گذاشته می شود و يا انتخاب شدن کشورهایی به عنوان عضو شورای حقوق بشر که خود از آزادی ستیزترین‌ دولت هستند.در این بازارمکاره اغلب کشورهای جنوب با منطق یارگیری شرکت می کنند تا از دور خارج نشوند.دیگر قدرت های بزرگ، روسیه و چین، خود از درندگان آزادی مطبوعات هستند و ساده انگاریست که از آنها انتظار داشته باشیم، نقشی مثبت در میدان مبارزه برای آزادی بیان بازی کنند. دست کم می توان انتظار داشت که برگزاری بازی‌های المپیک 2008 در چین، فرصتی باشد برای بهبود وضعیت کار روزنامه نگاران چینی و خارجی در چین، آزادی تعدادی از روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران معترض زندانی، البته با این شرط که غرب فقط به تسخیر بازار چین نیاندیشد.
دلایل برای نگرانی و بدبینی بسیار است، برای مثال در امریکای لاتین، قتل ده ها روزنامه نگار در مکزیک و مصونیت کامل از مجازات برای عاملان آنها، گفتمان حشونت‌بار هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا، استعفای فیدل کاسترو رهبر کوبا و زندانی کردن بیش از بیست روزنامه نگار، به وخامت گرائیدن وضعیت در بولیوی که تا امروز بعنوان تنها کشور جنوبی در مرتبه ای بالا از رده بندی آزادی بیان گزارشگران بدون مرز جای داشته است و نشانه های آشکاری دیگر که هوشیاری بیشتر جامعه بین المللی را می‌طلبد.
درباره ی افریقا، قاره ای که قربانی منازعات ملی، قومی و مذهبی ست، چه باید گفت؟ هر روز پرمرگ‌تر از روز پیش و پر خطرتر برای روزنامه‌نگاران. و یا در باره کشورهای عربی، آنجا که روزنامه‌نگاران در محاصره ی رژیم های توتالیتر و گروه های گاه شورشگر و یا تروریست قرار دارند و این دو به نام مذهب یا امنیت ملی دست دردست هم می گذارند تا بهتر روزنامه نگاران را به سکوت وادارند. می‌توان براین لیست کشورهای دیگری را نیز اضافه کرد وقتی که بقیه دنیا به نقطه‌ای دیگرنگاه می‌کند، در آسیا مثلا به بدرفتاری، زندانی و شکنجه کردن روزنامه‌نگاران ادامه می دهند.
جایی برای خوشبینی مانده است؟ آری، مثلا قطعنامه‌ در حمايت از روزنامه‌نگاران و تامين امنيت خبرنگاران در مناطق جنگي که به اتفاق آرا در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد. هدف نخست اين قطعنامه يادآوری الزام حمايت و تامين امنيت خبرنگاران به طرفين درگير است. تاکيد بر الزام دولت ها در پيشگيری جنايت عليه روزنامه نگاران و در صورت ارتکاب چنين جناياتی اقدام به تحقيق قضايي، دستگيری و محاکمه آمران و عاملان آن دارد. اما اگر این قطعنامه‌ی به اتفاق آرا تصویب شده پیگیری نشود به کاغذ پاره ای می ماند.

بدون توهم به اینگونه بیانیه ها،باید تاکید کرد که این قطعنامه نشانگر آن است که در میدان سیاست می توان تاثیرگذار بود و به هدف خود رسید و عادتی که دپپلمات ها در پشت آن برای توجيه پنهان می‌شوند تا هیچ نشنوند را تغییر داد. پیش نویس این قطعنامه را گزارشگران بدون مرز در اکتبر به وزارت خارجه فرانسه ارائه کرد. قطعنامه در ٢٥ دسامبر به تصويب رسید. فقط دو ماه کافی بود تا ماشین سنگین سازمان ملل به حرکت درآید. همین قطعنامه نشان داد که یک دولت و یا یک نهاد بین المللی می تواند خطوط یکبار ترسیم شده را تغییر دهد، باری در حدی که می تواند، اما در همین حد می توان جان هایی را نجات داد، زنان و مردانی را از زندان آزاد کرد و....این چالشی زیبا برای دمکراسی‌ست، همان دمکراسی قاره‌ی پیر، که می کوشد برای جوانان اش افق و مرزهای تازه ای ترسيم کند.

گزارش ساليانه ايران  :

سانسور شد !

نگارنده تنها بر خود لازم می داند اعلام نماید که کلمه ای به نام آزادی بیان در خصوص روزنامه های ایرانی طی سال گذشته همانند سال های قبل به یک شوخی تبدیل شد.

سال نو خوبی داشته باشید ...



نوشته شده توسط فرنوش  در ساعت 8:23 AM | لینک  | 



سال نو را با مرگ ماهی های قرمز آغاز نکنیم


ديروز كه داشتم وبلاگ محبوبه حسين زاده را مي خواندم، به مطلبي برخوردم در خصوص درد كشيدن و سكته ماهي هاي قرمز در تنگ و آکواریوم ...
بعدازظهر در تجريش به دوستاني از كانون دوستداران حيوانات برخوردم كه بروشور هايي در اين خصوص را بين مردم پخش مي كردند. به آن ها قول دادم در وبلاگم متن زير را كه بيانيه اين تشكل زيست محيطي است منعكس كنم :

نوروز ماندگار است تا يك جوانه باقيست
تا هست شمع جانان تا اين يگانه باقيست

نوروز يادگار دوره سر افرازي و سر بلندي ملت ايران است.

برپاداشتن رسوم و سنن قديمي بسيار زيباست اما زيباتر از آن شكستن سنتهاي غلط و جايگزيني عناصري انساني تر و والاتر است.سالهاست به هنگام نوروز هزاران ماهی قرمز براي اين مراسم پرورش مي يابند و در جريان حمل به مراكز فروش درون تانكرها و آكواريوم هاي پر ازدحام بر اساس جابجايي و تكانهاي شديد زخمي و يا سكته كرده، مي ميرند و آنهايي كه چند صباحي بيشتر زنده مي مانند خسته و نيمه جان درون تنگي تنگ به خانه هاي شما مي آيند و سفره هفت سين تان را مزين مي كنند و پس از چند روز مي ميرند.
به راستي مي دانيد ماهي ها جزء فرهنگ ما ايرانيها نيستند و از آسياي شرق دور به مملكت ما مهاجرت كردند و دير زماني نيست كه جزء فرهنگ ما گشتند، اين ماهي ها مي توانند در طبيعت نزديك به سي و پنج عمر كنند، متاسفانه عده اي را اين باور غلط به خريد ماهي ها وا مي دارد كه گمان می كنند ماهي ها احساس ندارند، تنهايي و درد را نمي فهمند و از دوستي چيزي نمي دانند.
در حالي كه مطالعات جديد نشان مي دهد ماهي ها هم درست مثل ساير موجودات درد مي كشند، مي ترسند و دوستي را درك مي كنند .نوروز چقدر زيباتر و دوست داشتني تر مي شود اگر زندگي و آزادي حيواني بي پناه و مظلوم در گرو انجام مراسم آن نباشد.باور كنيد زيبايی هاي نوروز آنقدر متعدد است كه نبودن تنگ ماهي از زيبايي هاي آن كم نمي كند.با شروع بهار به بچه ها، اين شكوفه هاي زندگي رسم با مروت زيستن و احترام به حيوانات را با حذف ماهي قرمز از سر سفره هاي هفت سين بياموزيم و در آنها اين جرات و شهامت را تقويت كنيم كه تنها از سنت هاي درست پاسداري كنيم و از شكستن سنت هاي غلط، اگرچه حاميانشان بسيار باشند، نهراسند.از دوستاني كه هنوز آماده اين كار نيستند و بايد درباره آن فكر كنند، خواهش مي كنيم براي كسب اطلاعات بيشتر به سايت هاي زير مراجعه نمايند:
www.bestfriends.org                  www.peta.org

پس بیایید با جايگزين كردن مثلا يك سيب در تنگي بلور، در ظرفي آب، ماهي ها را از سفره هفت سين مان كه اين سنت متعلق به ما نيست، حذف كنيم و آنها را به طبيعت بسپاريم كه همانا در طبيعت زيبايي اين ماهي ها صد چندان مي شود.


چنين حركت گروهي براي حفظ موجوديت حيوانات بسيار ستودني است.به اين تشكل غير دولتي زيست محيطي بابت اين حركت جمعي تبريك گفته و از اين پس تنگ ماهي را از هفت سين خود حذف مي كنم.

 

اگر تمایل دارید، این بیانیه را برای دوستان خود بفرستید ... متشکرم!

نوشته شده توسط فرنوش  در ساعت 10:15 PM | لینک  | 


از یک روز خسته کننده که بر می گردی، وقتی خیلی احساس خستگی می کنی طوری که حتی چای و سیگار و استامینوفن کودئین ... هم دیگر به داد نمی رسد، تنها شاید خواندن نوشته روی یک اسکناس کهنه نظرت را جلب کند و سر حالت بیاورد. نوشته زیر (با دست خطی کودکانه) روی اسکناس ۲۰۰ تومانی مچاله شده ای بود که صاحب سوپر مارکت محل به عنوان بقیه پول یک بطری آب معدنی به من داد و کلی سر حالم آورد :

سوال پولی این هفته : سوال این است که جام جهانی ایران و آلمان کی است جواب را پشت همین پول بنویس و به نسیم شهر صندوق ۲۷۸۵-۳۸۵۱ بفرستید به ۵۰ نفر از کسانی که جواب صحیح بدهند بلیط جام جهانی داده می شود از خودم .



نوشته شده توسط فرنوش  در ساعت 5:9 PM | لینک  | 

 
به بهانه ۸ مارس و پیشکش به زن ایرانی با عشق و احترام 

بابا آب داد
بابا نان داد
بابا فقط آب داد و نان داد، مامان عشق داد
بابا گول شیطان را خورد و شناسنامه اش چند بار پر شد. پر شد، خالی شد
خالی نشد.خط خورد. زن ها خط خوردند، مادر ها خط خوردند
دخترها زن شدند، زن ها مادر شدند و خط خوردند
و بابا چون حق دارد، آب می دهد. نان می دهد.

مامان، زوجه
مامان، ضعیفه
مامان، عفیفه
مامان غذا پخت، بابا غذا خورد. مامان لباس را اتو کرد، بابا لباس را پوشید و رفت بیرون ...
مامان ظرف شست، بابا روزنامه خواند. بابا روزنامه خواند و اخبار دنیا را فهمید ولی نفهمید مامان غم دارد
بابا اخم کرد. بابا فحش داد.آخر بابا ناموس دارد .پشت سر ناموسش حرف بود.

مامان، کار
مامان، پیکار
مامان، تکرار. مامان، بیدار. مامان، دار، سنگ
مامان،شهلا.مامان، دلارام. مامان،افسانه،لیلا
بابا نان می دهد و فوتبال خیلی دوست دارد
بابا رونالدو را از مامان بیشتر دوست دارد
بابا می خوابد، مامان می خوابد. مامان می زاید. مامان با درد می زاید. مامان شیر می دهد، بزرگ می کند، حقیر می شود، پیر می شود
بابا زن گرفت. صیغه
بابا برای مامان طلا گرفت. مامان بغض کرد
مامان رفت. صیغه یعنی رفتم، رفتی، رفت ... مامان برگشت
کسی با بابا کار ندارد. بابا حق دارد. حتی اگر شب ها هم نیاید ولی مامان باید با آبرو باشد
آبرو یعنی مامان ساکت باشد. من ساکت باشم. زن ساکت باشد و مرد آب بدهد، نان بدهد
بابا "پرسپولیس" را دوست دارد
بابا "آنجلینا جولی" را دوست دارد

مامان، کار
مامان، پیکار
مامان، سرشار از پیکار
مامان، زندان، بیمار، تب دار

بابا خانه دارد، ماشین دارد، ارث دارد، غرور  دارد ، زور دارد
مامان روسری دارد ولی دیگر هیچ چیز ندارد. مامان فقط حق مهریه دارد، حق نفقه دارد، حق آزادی دارد. پس باید ساکت بماند حتی اگر مهریه ،نفقه و آزادی ندارد.
بابا کله پاچه را از زن های زیر پل هم بیشتر دوست دارد


مامان خدا را دوست دارد ولی نمی دانم آیا خدا هم او را دوست دارد ؟ پس چرا مامان تب دارد؟! بابا نمی بیند
نمی بیند که مامان غم دارد، درد دارد
باباهای اینجا هیچ وقت نمی بینند
بابا فقط آب می دهد، نان می دهد و می رود و ما هر روز، روزی هزار بار باید خدا را شکر کنیم.



* برای دوستانی که با واژه فمینیسم دچار سو تفاهم هستند، ذکر کنم که فمینیسم به معنی تلاش برای کسب حقوق برابر با مردان است نه زن سالاری! با همان بار منفی که مرد سالاری دارد.

 

نوشته شده توسط فرنوش  در ساعت 1:5 PM | لینک  | 


سرانجام پس از مدتها درگیری سیاسی و خیابانی دولت کوزوو از جمهوری صربستان جدا شد و این جمهوری تازه استقلال یافته رفت تا طعم استقلال نویافته را بچشد.
نمی دانم آنچه اول از همه مرا تحت تاثیر قرار داد چهره شاد مرد جوان کوزوویی بود که رو به دوربین شبکه یورو نیوز از امریکا، انگلیس، آلمان و فرانسه تشکر می کرد یا سادگی بیش از حد او در لحظات ابتدایی اعلام استقلال.به هرحال هرچه بود، تصاویر مردان و زنان شادی بود که پس از سالها درگیری بالاخره از جمهوری صربستان اعلام استقلال کردند و با نظر بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و تایید جرج بوش که استقلال را هدیه ای برای مردم آنجا نامید، این استقلال به رسمیت شناخته شده را جشن گرفتند.
اما آنچه مردم کوزوو در روزهای راهپیمایی خیابانی و اکنون در تب جشن پیروزی شاید از آن بی خبر باشند این است که آنها استقلال خود را به قیمتی بسیار بالاتر از آنچه گمان می کنند به دست آورده اند.ایجاد قدرت های کوچک در منطقه اروپای مرکزی از آن رو همواره برای دولت های غربی مورد توجه قرارگرفت که این کشور ها تلاش می کنند با تجزیه مرکز اروپا که به طور خود به خود از میزان قدرت کشور های واحد نه چندان قدرتمند کم می کند به یک موازنه قدرت کامل دست پیدا کنند(نمونه اش را در اسپانیا در مواجهه با منطقه خودمختار باسک و کاتالونیا و در ایتالیا در منطقه سیسیل مشاهده می کنید).این طرح همچنین در جهت گسترش ناتو و اعمال قدرت آن در کل منطقه خصوصا در بحث بسیار مهم طرح سپر موشکی در جمهوری های چک و لهستان است.به این ترتیب است که امریکا و متحدان اروپایی خود به شکلی حرفه ای می توانند قدرت چین و روسیه را در منطقه مهار کنند. 
اما آنچه نگرانی در پی این استقلال را به ذهن متبادر می کند، بحث کاهش قدرت کیفی کوزوو و صربستان است که در آینده نزدیک رخ می دهد و اولین تاثیر خود را با بالا رفتن قیمت ها و تنش های اقتصادی به دنبال از دست دادن یک رای در اتحادیه اروپا، نشان خواهد داد.همچنین در صورت پیروزی روسیه در بحث سپر موشکی این کشور تازه وارد به عرصه اروپای متحد، اولین جایی خواهد بود که در کنار بحران همسایگی با چک و لهستان خواهد خفت.
به نظر می رسد خیابان های پریشتینا در روزهای آتی، پس از فروکش کردن تب نوارهای رنگی و بطر های شامپاین جشن و پایکوبی، با بحران های تدریجی روبرو شود که تنها منطق آن استقلال به قیمت فروپاشی است.  

نوشته شده توسط فرنوش  در ساعت 10:50 AM | لینک  |