تبليغاتX
همان همیشگی -
دل نوشت های یک روزنامه نگار ، بیرون از تحریریه


قضیه اصلی این است که دقیقا ۲۰ سانتی متر این ور نقطه صفر مرزی گوشی را دستت می دهند که : خانم محترم تعطیلات دیگر تمام شد ها !



پانوشت ۱ : می خواستم به راننده بگویم مثل توی فیلم ها چند بار دور میدان آزادی دور بزند شاید زور بزنم تا احساس کنم دلم برای اینجا تنگ شده ، دیدم اصلا حس یک دورش را هم ندارم !

پانوشت ۲ : حداقل چیزی که از مشاهدات این سفر دستگیرم شد این بود که با کمال معذرت جایی که من در آن لیسانس و فوق لیسانسم را گرفتم طویله هم نبوده است چه برسد به دانشگاه ! 
در odtu تازه فهمیدم دانشگاه یعنی چه ... حیف از عمر ... حیف از پولی که اینجا خرج شد .

پانوشت ۳ : استقبال از اجرای بیچاره مکبث خیلی خوب بود. اجنبی ها را سورپرایز فرمودیم!



 

نوشته شده توسط فرنوش  در ساعت 8:20 PM | لینک  |