تبليغاتX
همان همیشگی -
دل نوشت های یک روزنامه نگار ، بیرون از تحریریه


مهسا  تو رو خدا زودتر از اون بند ۲۰۹ لعنتی اوین بیا بیرون .... دیگه تحمل ندارم .... به خدا دیگه تحمل ندارم ... دارم خفه میشم ... امروز تولدته آخه ... به اون کثافتا بگو امروز تولدته ...
مهسا من دیگه تحمل ندارم ... تو اونجا صبور باش من اینجا زار میزنم .... دلم برات تنگ شده ... بهشون بگو بذارن ۵ دقیقه ببینمت ... فقط ۵ دقیقه ...


 

 

نوشته شده توسط فرنوش  در ساعت 10:56 PM | لینک  |