<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>همان همیشگی</title>
<link>http://haman-hamishegi.blogfa.com/</link>
<description>برای من نوشتن و پرواز مثل هم هستند.     (آنتوان دو سنت اگزو پری)</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 01 Jul 2008 12:39:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;... لابلای پرچین های هفت سالگی ام گم شده ام . سرما زیر پوست تنم می دود و کف دست هایم خالی می شوند . حس کودکی ام را دارم با قرقره بادبادک در دست . نخ بادبادک پاره می شود . با گریه می دوم و بادبادک آن بالاها می رقصد و می خندد . دستم نمی رسد .&lt;BR&gt;مادر بزرگ دعا کن قد من بلند شود ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Jul 2008 12:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=haman-hamishegi&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>haman-hamishegi</dc:creator>
<guid>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt; تبعید خودخواسته را شنیده اید ؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برمی گردم ... به زودی ... من عاشق شب های تهرانم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Jun 2008 05:48:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=haman-hamishegi&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>haman-hamishegi</dc:creator>
<guid>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اگر این نوری المالکی بگذارد ...</title>
<link>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;حوصله ندارم این روزها. خسته ام. خیلی . &lt;STRONG&gt;نوری المالکی&lt;/STRONG&gt;، نخست وزیر عراق آمده است ایران و تنها نتیجه ای که برای این خراب شده دارد، کار زیاد خبرنگارهای بیچاره است. امروز عصر هم کنفرانس مطبوعاتی دارد که لابد از تلاش های ایران برای برقراری امنیت (!) در عراق تشکر کند و پایش نرسیده آن ور مرز کل حرف هایش را عوض کند، مثل مرداد پارسال . &lt;BR&gt;راستش با این که اصلا آدم حسودی نیستم ولی با دیدن حجم انبوه ماشین هایی که این چند روز به شمال می رفتند تا از &lt;STRONG&gt;تعطیلات آیت ا... خمینی&lt;/STRONG&gt; استفاده کنند، کلی حسادت کردم چون ۵ روز تعطیلات را یک تنه پشت خبر بودم و ۲ روز اول که &lt;STRONG&gt;احمدی نژاد در اجلاس فائو&lt;/STRONG&gt; بود رسما به فنا رفتم از بس خبر تنظیم کردم.&lt;BR&gt;نوری مالکی که برود تعطیلات من هم شروع می شود . الان هیچ برنامه ای ندارم. یعنی طبق معمول همیشه برنامه زندگی من و همسرم به هم نمی خورد. تعطیلات او شیفت خبری من است و تعطیلات من شیفت کاری او ! دوباره باید مثل گذشته همدیگر را در کافه ها ببینیم و مثل زوج های پاریسی فقط وقت داریم با هم قهوه بخوریم !&lt;BR&gt;الان تنها به یک خواب راحت، مسافرت، نوشیدنی خنک، سیدنی پولاک و خواندن رمان &lt;STRONG&gt;دریا&lt;/STRONG&gt; اثر جان بنویل (برنده جایزه بوکر  ۲۰۰۵) فکر می کنم اگر این نوری المالکی احمق بگذارد ...  &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;پانوشت بی ربط )&lt;/STRONG&gt; امروز یک وب سایت جالب از همکاران مطبوعاتی کشف کردم : &lt;A href=&quot;http://www.naghibi.30nema.com/&quot; target=_blank&gt;خسرو نقیبی&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Jun 2008 10:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=haman-hamishegi&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>haman-hamishegi</dc:creator>
<guid>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حسرتی که می ماند</title>
<link>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;به یاد &lt;STRONG&gt;هوشنگ گلشیری&lt;/STRONG&gt; ام ... &lt;BR&gt;۱۶ خرداد می شود هشت سال که رفت ... رفت و راحت شد. راحت شد از فشار، تهدید و سانسور کتاب هایش. راحت شد از بس باید تهدید می شد و اسمش در لیست سیاه قرار می گرفت که چرا نویسنده داستان اجتماعی است ، معترض است . راحت شد از بس در کوچه پس کوچه ها تهدید شد که نفر بعدی لیست قتل های زنجیره ای تو هستی که حالا&lt;STRONG&gt; فلاحیان&lt;/STRONG&gt; سرش را بالا بگیرد و بداند که مردم ایران حافظه شان خراب است و برای سعید امامی لابد باید صلوات بفرستیم که با داروی نظافت راهی عدم شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;  دلم برایت تنگ شده گلشیری عزیز ، مرد تلخ دوست داشتنی . دلم خیلی برایت تنگ شده . این روزها دوباره &lt;STRONG&gt;آینه های دردار&lt;/STRONG&gt; می خوانم و به تو افتخار می کنم.&lt;BR&gt;حیف که نیستی .... :&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot; بله همین طورهاست. آدم دنبال چیز دیگری می رود ، اما به جایی دیگر می رسد... نوشتن برای من یک ضرورت بوده است. حال اگر این ضرورت همراه خطر باشد یا نباشد دیگر مسئله ثانوی است.&lt;BR&gt;پس ما می نویسیم چون مجبوریم بنویسیم &quot;.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Jun 2008 08:08:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=haman-hamishegi&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>haman-hamishegi</dc:creator>
<guid>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;دلم لک زده است برای یک تحریریه خوب فارسی ... &lt;BR&gt;تحریریه ای که در آن حسادت های شغلی احمقانه نباشد و دوستان برای دبیر سرویس شدن خرخره هم را نجوند.&lt;BR&gt;دلم یک سرویس بین الملل خوب با همکاران خوب می خواهد . بچه های شاد و با سوادی که بنشینیم و با هم بخش های خاورمیانه ، افریقا ، امریکای لاتین و اروپا را تقسیم کنیم و هر کس از اول هفته بداند که قرار است روی چه موضوعی کار کند.&lt;BR&gt;دلم می خواهد فارسی بنویسم. دلم حتی لک زده است که اسم&lt;STRONG&gt; احمدی نژاد&lt;/STRONG&gt; را فارسی بنویسم نه Ahmadinejad با آن j مسخره به جای ژ ! دلم می خواهد اسم &lt;STRONG&gt;نبی بری&lt;/STRONG&gt; را فارسی بنویسم هرچند Nabia نوشتن هم چیزی از گندکاری هایش در لبنان کم نمی کند. دلم می خواهد گزارش البرادعی را به فارسی تنظیم کنم و جیغ بزنم از دو گانه نوشتن های همیشگی اش . دلم روزهای خرداد ۷۶  را می خواهد . بدو بدو های شانزده سالگی ... روزنامه نگاری آرمانی!&lt;BR&gt;دلم یک تحریریه فارسی می خواهد که دبیر سرویس اش حداقل ۲ تا کتاب روزنامه نگاری نوین خوانده باشد و بتواند بلندی های جولان را از نوار غزه تشخیص دهد. دلم یک گزارش کامل از سفر به دارفور می خواهد که برای یک بار هم که شده یک خبرنگار ایرانی از یک رسانه فارسی خودش به آنجا رفته باشد و گزارش نوشته باشد نه اینکه دبیر سرویس لطف کند و شرح گزارش را از AFP بگیرد و بگذارد جلوی مترجم گروه بین الملل.&lt;BR&gt;دلم یک صفحه بین الملل می خواهد که حداقل یک روز هم که شده تمام صفحه تالیف باشد و نه ترجمه.&lt;BR&gt;دلم یک تحریریه می خواهد که اعضایش بر اساس سواد انتخاب شده باشند نه به شکل رایج باندی و فرقه ای.&lt;BR&gt;دلم اتاق سرویس بین المللی می خواهد که روی دیوارهایش پر باشد از عکس های فوتوژورنالیستی برتر نه یک بورد یونولیتی بی روح احمقانه که روی آن فقط نوشته باشد فلانی گزارش بهمان موضوع را به موقع برساند یا اعضا سر ساعت ۴ حاضر باشند و خود دبیر یادش برود که بیاید!&lt;BR&gt;دلم می خواست از طرف یک روزنامه ایرانی پای هوایما از &lt;STRONG&gt;موگابه&lt;/STRONG&gt; می پرسیدم به چه افتخار می کند یا به محض خارج شدن &lt;STRONG&gt;ژنرال میشل سلیمان&lt;/STRONG&gt; از مقرش بازخواستش می کردم که چه باجی داد که اوضاع لبنان عوض شد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;رسانه ایرانی کی می خواهد جزئی از ماجراهای بین المللی باشد؟!! واقعا کی؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دلم یک تحریریه خوب ایرانی می خواهد ....&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 May 2008 09:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=haman-hamishegi&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>haman-hamishegi</dc:creator>
<guid>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خبرنگاران و معضلی به نام &quot; کیف &quot;....!</title>
<link>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;خبرنگاران در سراسر جهان به جز مشکلات و مسایلی که هر روز با آن روبرو هستند و تقریبا هر ذهن آگاهی پاره ای از آنها را می داند، با مشکل بسیار مهمی به نام &lt;STRONG&gt;کیف&lt;/STRONG&gt; روبرو هستند که شاید از نظر مردم عادی خیلی خنده دار جلوه کند ولی قضیه ای واقعی و بسیار جدی است.&lt;BR&gt;خود من به عنوان یک خبرنگار همیشه وقتی از بغل خانم هایی با یک کیف کوچک سبک که احتمالا جای یک هزار تومانی و یک عدد &lt;STRONG&gt;رژ لب&lt;/STRONG&gt; است رد می شوم، حسرت می خورم که چرا من هر روز خدا باید کوله پشتی عظیمی را حمل کنم .ولی چاره ای نیست . تنها با یک محاسبه سرانگشتی به این نتیجه می رسم که هیچ کدام از اقلام موجود در کوله پشتی خبرنگاران قابل حذف شدن نیست. بیایید نگاهی به آنها بیاندازیم:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱. کیف پول :&lt;/STRONG&gt; خبرنگاری مثل من باید در آن واحد این موارد را در کیف پول خود داشته باشد: پول ایرانی ،یورو یا دلار (یادتان باشد که ما خبرنگاران همان طور که بعضی مسئولین کشور مدام تکرار می کنند،پول مان را از اجانب می گیریم . البته من واقعا از اجانب پول می گیرم !!!!!!! )، کارت ملی ، شناسنامه، کارت خبری، کارت کتابخانه ملی، کارت دانشجویی، گواهینامه رانندگی، دفترچه بانکی (جدیدا برای تبدیل یک ۱۰۰دلاری صراف ها باید یک حساب بانکی در گردش از شما بخواهند!!!!!!! )، کارت اعتباری خودپرداز . خب فقط فکر کنید که وزن کیف پول من به تنهایی چقدر می شود .&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۲. عینک آفتابی : &lt;/STRONG&gt;خبرنگار بیچاره هر لحظه ممکن است برای کسب خبر به جایی برود که وسط برق آفتاب است و امکان کور شدن دارد .&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۳. دوربین : &lt;/STRONG&gt;با وزنی بسیار زیاد &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۴. بطری آب معدنی :&lt;/STRONG&gt; گاهی اوقات چند تا .چون فرصت دانه دانه خریدنش گاهی عملا امکان پذیر نیست، ایامی مثل &lt;STRONG&gt;انتخابات یا راهپیمایی ها&lt;/STRONG&gt; را در نظر بگیرید.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۵. چادر مشکی و مقنعه: &lt;/STRONG&gt;به اطلاع حضرات برسانم بعضی ارگان ها از پذیرفتن نسوان خبرنگار بدون حجاب برتر معذورند.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۶. دفترچه یادداشت کوچک :&lt;/STRONG&gt; فقط برای هدلاین ها&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۷. دفترچه یادداشت بزرگ :&lt;/STRONG&gt; برای تهیه گزارش&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۸. دفترچه تلفن:&lt;/STRONG&gt; از آنجایی که برای کسب خبر به منابع خبری بسیاری نیاز است لذا یک خبرنگار به دفتر چه تلفن عظیم الجثه ای که انتقال آن به گوشی تلفن همراه غیر ممکن است نیاز دارد.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۹. تلفن همراه&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۰. شارژر تلفن همراه :&lt;/STRONG&gt; چون اصلا معلوم نیست که چه ساعتی به خانه بر می گردی تا موبایل را شارژکنی.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۱. دسته کلید : &lt;/STRONG&gt;با کلی کلید &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۲. ضد عرق یا ادکلن :&lt;/STRONG&gt; از صبح راه رفتن خصوصا در تابستان لعنتی تهران باعث می شود کلی عرق کنی . مردم بیچاره که نباید تاوان عرق کردن ما را پس بدهند.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۳. یک دست لباس راحتی ، مسواک :&lt;/STRONG&gt; چون زندگی یک خبرنگار نظم زندگی عادی را ندارد و اصلا اینطور نیست که حتما روزی یک بار به خانه سر بزنی. گاهی مجبور می شوی چند روزی جایی اتراق کنی (طفلک همسران خبرنگار ها !!!!!!!! خصوصا آنها که شیفت شب هم هستند. بعضی ها اینجا را نخوانند لطفا! )&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۴. &lt;/STRONG&gt;یک عدد لپ تاپ&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۵. بیسکویتی ، شکلاتی ، چیزی :&lt;/STRONG&gt; چون اصولا خبرنگارها هم به غذا احتیاج دارند ولی وقت خوردن ندارند&lt;BR&gt; و در نهایت &lt;STRONG&gt;کوله پشتی&lt;/STRONG&gt; که بتواند تمام این وسایل را در طول شبانه روز حمل کند !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دلتان به حال من نسوزد ، تازه من از جمله خانم های خبرنگاری نیستم که کیف لوازم آرایش با خودم ببرم و گرنه آن را هم باید به موارد بالا اضافه کنید.&lt;BR&gt; این ها را گفتم تا شاید جناب صفار هرندی عزیز در آیین نامه جدید مطبوعاتی که در حال تدارک آن هستند ، معضل&lt;STRONG&gt; کیف خبرنگاران&lt;/STRONG&gt; را نیز لحاظ کنند چون این آیین نامه که زیر نظر ایشان در حال تدارک است اینقدر جامع و کامل است و به تمام ابعاد کار خبری پرداخته (!) که فقط اگر بخشی از آن جا مانده باشد ، همین بخش جالب کیف است.&lt;BR&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;پانوشت :&lt;/STRONG&gt; یکی از دوستان گفت به موارد بالا یک عدد سند مالکیت خانه با قیمت بالا را هم اضافه کنم چون هر آن ممکن است در مسیر کار خبری خود روانه بازداشتگاه شده و به سند احتیاج پیدا کنیم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 May 2008 07:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=haman-hamishegi&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>haman-hamishegi</dc:creator>
<guid>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;سراپا خیس &lt;BR&gt;از عشق و باران ،&lt;BR&gt;در پاسخشان چه خواهی گفت&lt;BR&gt;اگر بپرسند آستینت را&lt;BR&gt;کدام یک تر کرده است ؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;                                                                                       &quot; ایزومی شی کی یو &quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای &lt;A href=&quot;http://www.adatmikonim.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;پرنیان و امید  &lt;/A&gt;عزیزم که این روزها زندگی جدیدی را شروع می کنند &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برای &lt;A href=&quot;http://www.azaderaha.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;آزاده کاظمی &lt;/A&gt; که لطفش بی نهایت است &lt;BR&gt;و&lt;BR&gt;برای دوست کوچولوی عزیزم &lt;A href=&quot;http://www.medadrang.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;مهدی جهانی&lt;/A&gt; که در مسابقات علمی نفر اول شد .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 14 May 2008 14:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=haman-hamishegi&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>haman-hamishegi</dc:creator>
<guid>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای مطبوعات جوانمرگ شده ، برای محرم</title>
<link>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;مراسم روز جهانی آزادی مطبوعات در محل انجمن صنفی یکی از بهترین نشست های آن بود. تقدیر از کسانی چون لطف ا... میثمی ، مرحوم احمد بورقانی، عذرا دژم ، محمد قوچانی ، هوشنگ گلمکانی و... کسانی که باید خیلی زودتر از این ها مورد تقدیر قرار می گرفتند، از آن رو که سال ها برای آزادی چیز هایی عذاب کشیدند که در غرب وحشی و ینگه دنیا مردم به نبود آن می خندند. آزادی قلم . آزادی بیان. آزادی روزنامه . آزادی روزنامه نگار ............... روز جهانی آزادی مطبوعات......... &lt;BR&gt;نسل بعد از من آیا این آزادی را خواهد دید ؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.yekshakhezeytoon.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;محرم&lt;/A&gt; از طرف &lt;STRONG&gt;انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران ، مسعود بهنود ، سارا معصومی و مسیح علی نژاد&lt;/STRONG&gt; کلی هدیه گرفته و خوشحال است، این را از تعداد سیگار هایش می فهمم که دقیقا با میزان هیجانات درونی اش نوسان پیدا می کند ! وگرنه آنقدر آدم زیر پوستی است که اصلا شادی ها یا ناراحتی هایش را بروز نمی دهد ( کاملا برعکس من ). تا پارک لاله قدم زدیم .... و من به یاد روز دادگاه مطبوعات افتادم .به یاد ساختمان دادگستری و قاضی(!) پاک بین ( دادستان عمومی و انقلابی که هیچ وقت فراموشش نمی کنم ) و یادم آمد ۶ سال پیش را . آن روز هم محرم آرام بود ، به آرامی امروز ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 May 2008 06:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=haman-hamishegi&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>haman-hamishegi</dc:creator>
<guid>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=4&gt;روز کارگر مبارک !&lt;BR&gt;روز معلم مبارک ! &lt;BR&gt;روز ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;پانوشت ۱ )&lt;/STRONG&gt; هیچ قومی در سراسر جهان به اندازه ما ایرانی ها به مناسبت های سالانه گند نزده است.کارگر و معلم و ... همه دارند از گرسنگی و بدبختی می میرند و مقامات ما فقط یاد گرفته اند هی  &lt;STRONG&gt;مبارک مبارک&lt;/STRONG&gt; بگویند ! جلوی دوربین ژست بگیرند و مثلا در این روز به معلمان و کارگران نمونه! (که معلوم نیست با چه معیاری نمونه شده اند) جایزه بدهند و این قضیه فراموش شود تا سال آینده .مبارک است دیگر . هرچه مردم بیشتر تلف شوند انگار مبارک تر است!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;پانوشت ۲ )&lt;/STRONG&gt; &lt;STRONG&gt;احمدی نژاد&lt;/STRONG&gt; در قم گفت : راه نجات کشور ما شهادت طلبی است. به کارگران و معلمان توصیه می کنم به خودشان نارنجک ببندند و منفجر شوند. به این شکل هم خودشان از نگاه ملتمسانه همسر و فرزندانشان شرمنده نمی شوند و هم کشور ما نجات پیدا می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;پانوشت ۳ )&lt;/STRONG&gt; جناب &lt;STRONG&gt;علی احمدی،&lt;/STRONG&gt; وزیر محترمه آموزش و پرورش دیشب در گفتگوی ویژه خبری مدام از انقباض اقتصادی صحبت می فرمودند. انقباض اقتصادی شما به سیاست های غلط خودتان مربوط است نه به معلمی که ۳۰ سال گچ تخته خورده است و سر پیری تنها خواسته اش پاداش ۳۰سال زحمت کشیدن در این نظام است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;پانوشت ۴ )&lt;/STRONG&gt; سه هفته پیش یکی از نزدیکان از مراسم عروسی فرزند یکی از آقایان تعریف می کرد. از شدت این همه ریخت و پاش گریه ام گرفته بود . باورنکردنی بود . فکر می کردم تنها در هالیوود از این جشن ها می شود برگزار کرد. جناب وزیر آموزش و پرورش ! انقباض اقتصادی تان را از این مراسم ها جبران کنید، نه از حقوق کارگر و معلم بیچاره .... &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Apr 2008 06:55:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=haman-hamishegi&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>haman-hamishegi</dc:creator>
<guid>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>... و این روزهای خسته کننده تکراری</title>
<link>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;حوصله ندارم. به &lt;A href=&quot;http://saveakram.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;اکرم مهدوی&lt;/A&gt; اطلاع داده اند که به زودی اعدام می شود و بیچاره را حسابی از نظر روانی به هم ریخته اند.&lt;BR&gt;سرم درد می کند و نمی توانم هیچ کاری کنم. از دستم کاری برنمی آید فقط رییس قوه قضاییه راسا می تواند جلوی این کار را بگیرد.&lt;BR&gt;محرم میگوید کمی کتاب بخوانم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&quot;یادداشت های شخصی یک سرباز &quot;&lt;/STRONG&gt; ، آخرین کار &lt;STRONG&gt;جی. دی. سلینجر&lt;/STRONG&gt; را برمی دارم اما مطمئن نیستم بتوانم تمامش کنم ......&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Apr 2008 15:10:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=haman-hamishegi&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>haman-hamishegi</dc:creator>
<guid>http://haman-hamishegi.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
